الشيخ محمد علي اسماعيل پور القمشهاى
254
الدلائل الظاهرات (استفتائات واستدلالات)
بر ولى تعويض واجب نيست چون هر وقت شرايط اجراى قصاص موجود شد اجراى آن واجب است نه قبل از آن و همچنين در مورد حدّ غير قصاص بر حاكم چيزى واجب نيست و بر ولى هم واجب نيست كفيل ديگرى غير از مادر طفل مهيا كند تا شرط وجوب اجراى حد موجود شود بلكه هر وقت موجود شد حدّ جارى مىگردد و تأخير در اجراى حدود بعد از اينكه وجوب فعلى شد و شرايط كامل گرديد جايز نيست نه قبل از آن و روايتى كه در باب زنا هست كه بعد از چهار اقرار امام ( ع ) اجراى حد نمودند ( صحيح خلف بن حماد ، 1 / 16 من حد الزنا ) در موردى است كه كفيل فعلى كه عمرو بن حريث باشد موجود بوده است و حضرت طلب كفيل ننمودند و همچنين از روايات ديگرى كه صاحب جواهر در بحث حدّ الزنا در جواهر ( ج 41 ) در اين مسأله متعرض شدهاند و از متن شرايع و تعبير ب - « ان لم يتفق مرضعة » يا تعبير ب - « لو وجد له كافل جاز إقامة الحد » هم استفاده مىشود . و خلاصه كلام اينكه غير از آنچه از ظواهر روايات و كلمات استفاده مىشود مىتوان گفت در مقام شرط ، شرط وجوب است نه شرط واجب و اشعار فتوا و نص هم بر اين مطلب هست و شرط صحت نيست و نمىتوان آن را به شرطيت عدم غصبيت مكان و يا لباس براى نماز مثلًا قياس نمود و تشخيص نحوه شرطيت درمقام از غوامض است و الله العالم . سؤال 470 . الف - آيا اسلام آوردن قاتل پس از ارتكاب قتل ، مانع از اجراى قصاص مىشود ؟ ب - بر فرض مثبت بودن پاسخ آيا بين اسلام آوردن ظاهرى ( به انگيزه فرار از قصاص ) با اسلام واقعى ( قلبى ) تفاوتى وجود دارد ؟ جواب : البته مراد آن است كه كافر اگر قاتل كافرى باشد كه قصاص دارد اگر كافر را كشت و بعداً مسلمان شد آيا قصاص مىشود يا نه در اين فرض مسلمان را نبايد به عنوان قصاص بكشند ولى بايد ديه كافر داده شود و فرقى نيست كه اسلام آوردن به انگيزه فرار از قصاص باشد يا واقعى قلبى در صورتى كه ملتزم به آثار ظاهرى آن باشد . و خلاصه دليل اينكه اطلاق حسنه محمد بن قيس كه فرموده « لايقاد مسلم بذمى فى